السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
60
تفسير الميزان ( فارسي )
بدان كه چه بار بدى است به دوششان ( 31 ) . و زندگى دنيا جز لهو و لعب چيزى نيست و هر آينه خانه آخرت بهتر است براى كسانى كه تقوا را پيشه خود مىسازند آيا باز هم تعقل نمىكنيد ؟ ( 32 ) . بيان آيات در اين آيات به سياق اصلى كه سياق خطاب بود ، برگشته و مجددا آن جناب را مخاطب قرار داده ، مظالم مشركين و انحرافاتى را كه در اصول عقايد پاك يعنى « توحيد » ، « نبوت » و « معاد » داشتند برايش بيان مىفرمايد ، آيه * ( « وَمَنْ أَظْلَمُ . . . » ) * راجع به توحيد ، و آيه * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ . . . » ) * راجع به نبوت ، و آيه * ( « وَقالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا . . . » ) * مربوط به معاد است . بعد از بيان اين سه جهت مىفرمايد : اينان با اين انحرافات خود ، به خويشتن شديدترين ظلم را كرده و خود را به هلاكت و خسران مىكشند ، سپس بيان مىكند كه اين مظالم در روز قيامت به چه صورتى منعكس شده ، به چه كيفيت وحشتزايى به ايشان مىرسد ، به طورى كه از شدت آن با انكار آنچه كه در دنيا مىگفتند خود را تكذيب كرده تمناى بازگشت به دنيا مىكنند ، شايد كه اين بار عمل صالح كنند ، و به خاطر كوتاهىهايى كه در حق خداى سبحان نمودهاند اظهار حسرت مىكنند . * ( « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِه » ) * « ظلم » يكى از شنيعترين گناهان است ، بلكه با كمى دقت و تحليل عقلى بايد گفت : زشتى و شناعت گناهان ديگر هم به مقدار ظلمى است كه در آنها است ، و معناى ظلم عبارتست از خروج از عدالت ، و حد وسط و ظلم همانطورى كه از جهت اختلاف خصوصيات آن شخص مرتكب ، مختلف و كم و زياد مىشود ، همچنين نسبت به اختلاف اشخاصى كه ظلم برايشان مىشود و يا اراده ظلم بر آنان شده است ، اختلاف و شدت و ضعف پيدا مىكند ، به اين معنا كه هر چه موقعيت و شان او عظيمتر باشد ظلم بر او شنيعتر و بزرگتر خواهد بود ، و معلوم است كه ساحتى مقدستر و منزلتى رفيعتر و عزيزتر از ساحت و منزلت پروردگار و آيات داله بر او نيست . بنا بر اين آن كسى هم كه به چنين ساحت قدسى و يا به چيزى كه منسوب به اين ساحت است ظلم روا بدارد از هر ظالمى ظالمتر خواهد بود ، اين نيز معلوم است كه چنين كسى جز به خود ظلم نكرده . و اين همان چيزى است كه دقت عقلى آن را اقتضا دارد . خداى سبحان نيز با جمله * ( « وَ